تاریخچه خط در هند

خرید بک لینک

#تاریخچه_خط_هندی
#پیدایشخط

در هند، پیش از مهاجرت هندو آریاییان به شبه قاره هند، بومیان دره سِند از نشانه های متعددی بر روی اشیای گوناگون استفاده میکردند.

استفاده از نشانه ها:
بومیان دره سِند از نشانه های متعددی بر روی اشیای گوناگون استفاده میکردند. حدود چهار هزار اثر با این نشانهها به دست آمده است. این آثار به سالهای حدود ۲۵۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد تعلق دارند. بیشتر این آثار از موهنجودارو (در حوالی دره سند)، هرپا (در پنجاب) و چانهودارو (در پاکستان)، و کالیبانگان، لوتال، باناوالی و دلاویرا (در غرب هند) به دست آمدهاند. به علاوه، حدود پنجاه اثر یا مُهر از این نوع در خاور نزدیک یافت شده است.
آخرین نمونه های دارای این نشانهها در دَیم آباد در مهاراشترا شناسایی شده است که به حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد تعلق دارند پیشتر این نشانهها را خط تمدن دره سِند می دانستند و بر این باور بودند که این خط از نوع واژهنگار ـ هجانگار (یا تکواژنگار) است و از راست به چپ خوانده میشود. این خط را دارای حدود چهارصد نشانه اصلی میدانستند. کوششهای بسیاری برای رمزگشایی این خط فرضی شده است اما سرانجام، فارمر، اسپروت و ویتسل با دلایل قانع کننده ثابت کردهاند که این نشانهها نمایانگر هیچ زبانی نیستند و ازاینرو، خط محسوب نمیشوند.

تولد خط در هند:
به نظر میرسد که کاربرد خط در هند از نوآوریهای هندو آریاییان باشد. هندو آریاییان، گروهی از آریاییان بودند که در فاصله سالهای ۱۷۰۰ و ۱۲۰۰ پیش از میلاد با گذر از رشته کوههای هندوکش، در شمال افغانستان کنونی، به شمال غرب هند (پنجاب و نواحی مجاور آن) رفتند و سپس به تدریج مناطق شرقی و جنوبی شبه قاره هند را نیز تصرف کردند. قرنها پس از استقرار هندو آریاییان در شبه قاره هند، آشوکا (حک: ۲۵۹ـ۲۲۲ق م) نخستین کسی بود که در کتیبههای خویش از دو خط استفاده کرد که بعدها کهَرُشتهی/ خَروشتی و براهمی خوانده شدند.
اگر واژه کهَرُشتهی اصل هندی داشته باشد، دو معنی میتوان برای آن در نظر گرفت:
۱) لبِ خر (سنسکریت: khara- «خر»؛ ostha- «لب»)، که شاید به سبب شکل حروفش آن را بدین نام خوانده بودند؛
۲) خَر و شُتُر (خط سرزمین خَر و شُتُر؛ سنسکریت: khara- «خر»؛ ustra- «شتر») که شاید به پنجاب و دیگر نواحی شمال غرب هند اشاره داشته باشد. شایان ذکر است که برخی از محققان ریشههایی سامی یا ایرانی برای این واژه ذکر کردهاند.


دوناگری:
سالهاست که خط دوناگری جایگاهی خاص و نزدیک به «خط ملی» در هند یافته و جایگزین بسیاری از خطوط محلی شده است. اکنون این خط، خط رسمی برای زبانهای هندی، مراتی و نپالی است. نیز برای نگارش ادبیات جدید راجستانی، دُگری و مایتیلی (و دیگرگویش های بهاری)، و گویشهای پاهاری (مثلا کوماونی) به کار میرود. خطوط مایتیلی، کایتی، لندا، نوری، مدی، دگری، چمآلی (و دیگر خطوط تاکری) نیز تاحد زیادی کاربردشان را از دست دادهاند.

برای نگارش زبان سنسکریت بیشتر از خط دوناگری استفاده میشود، البته نگارش آن به دیگر خطوط مشتق از براهمی (نظیر گجراتی، بنگالی، اوریه و خطوط اصلی جنوب هند) نیز ممکن است. اخیرآ در هند برای انتشار متون پالی، از زبانهای هندی میانه و زبان متون مقدس بودایی، از خط دوناگری استفاده میشود. هرچند بنابر سنّت رایج در میان بوداییان، این زبان به خطوط محلی مناطق بودایی نشین (مانند سینهالی، برمهای، تایلندی، لائویی و خمری) نوشته میشود.


خط گجراتی:
خط گجراتی برای نوشتن زبانهای گجراتی و کاچی به کار میرود. در گذشته نوشتههای رسمی زبان گجراتی نظیر متون علمی و ادبی به خط دوناگری نوشته میشد اما با رواج صنعت چاپ (در ۱۲۱۵/۱۸۰۰) خط گجراتی عمومآ برای نوشتن متون منثور به کار رفت، هر چند متون منظوم هنوز هم گاه به خط دوناگری نوشته میشود. نخستین اسنادی که به خط گجراتی نوشته شده متعلق به سال ۱۰۰۰/۱۵۹۲ است.


خط بنگالی:

برای نوشتن زبان بنگالی، زبان ملی بنگلادش ، به کار میرود. بنگال ایالتی در غرب هند است که مردم آن مسلماناند. اکثر زبانهایی که مسلمانان هند به آنها سخن میگویند یا فقط به خط عربی نوشته میشوند یا علاوه بر خطی دیگر به عربی نیز نوشته میشوند، اما زبان بنگالی تنها به خط بنگالی نوشته میشود. خط بنگالی برای نوشتن زبانهای آسامی مانیپوری و برخی زبانهای موندا نیز به کار میرود.


خط پنجابی:

در شمال هند سیکهای پنجابی زبان (پنجابی) برای نوشتن زبان خود از خط گورموکی استفاده میکنند. پنجابی زبانهای پاکستان این زبان را به خط فارسی ـ عربی نیز مینویسند. زبان اوریه که زبان اصلی ایالت اریسه است به خط اوریه نوشته میشود. خط اوریه برای نوشتن بسیاری از زبانهای گفتاری کم گویشور رایج در ایالت اُریسه نیز به کار میرود.

خطوط کاناده و تلوگو:

بسیار به هم شبیهاند و برای نوشتن زبانهای دراویدی کانّاده و تلوگو که در جنوب هند رایجاند به کار میروند. خط مالایالام در جنوب هند به کار میرود؛ این خط دارای اشکال متعدد و خاصی از حروف مرکّب است.


خط تامیلی:

برای نوشتن زبان گفتاری تامیلی در جنوب هند و سریلانکا به کار میرود. این خط در میان خطوط هندی به دو دلیل غیر معمول به نظر میرسد نخست آنکه مبتنی بر ویژگیهای واج شناختی زبانهای دراویدی است و شکل اولیه آن مناسب نوشتن زبان سنسکریت نیست برای این کار نیازمند به کارگیری چندین حرف اضافه است؛ دوم آنکه در این خط نویسه های مرکّب به کار نمیروند، چرا که این خط بیشتر از آنکه خطی آبوگیدا باشد خطی الفبایی است. از خط سینهالی برای نوشتن زبان سینهالی در سریلانکا استفاده میشود.



خط اردو:
اردو، زبان ملی پاکستان و زبان اصلی مسلمانان هند، به خط اردو نوشته میشود. مهاجرتهای فارسی زبانان به شمال هند درحدود سده چهارم/ دهم، به ویژه در قالب بازرگانان، آموزگاران دینی و عارفان، زمینه پیدایی زبان اردو را، به عنوان زبان مستقل هندوآریایی نو، فراهم آورد. از سوی دیگر، گسترش اسلام در شبه قاره هند در نتیجه کوششهای مبلّغان و عارفان فارسی زبان، و کاربرد زبان فارسی به عنوان زبان رسمی دربار و اصلیترین زبان اداری و ادبی در دوره حکومت مسلمانان، نخست در قلمرو غزنویان لاهور و سپس در بیشترِ مناطق شمالی و مرکزی هند سبب شد که خط فارسی ـ عربی با تغییراتی، برای نگارش زبان اردو به کار رود.

الفبای خط اردو:
الفبای اردو شامل بیش از سی حرف و تعدادی علائم زیر و زبری تکمیلی است. اغلب صامتهای زبان اردو تنها با یک حرف واحد نوشته میشوند، اما تعدادی نیز با بیش از یک حرف نمایش داده میشوند. برای مثال: در این خط، صامتهای دمیده را با افزودن حرف «ه» («به»، «په»، «ته»، «جه»، «چه»، «ده»، «ره»، «که»، «گه»، «مه»، «نه») نشان میدهند. صامتهای برگشته را با قراردادن نشانه «ط» کوچک بر بالای آن (ب، به، د، ده، ر، ره) مینمایانند. برای آوای غنه اخفاشده از حرف «ن» (نون بینقطه) و برای نمایاندن یای مجهول در پایان کلمات از حرف (یای برگشته) استفاده میشود. در خط اردو تنها دو مصوت از مصوتهای کشیده (آنهم در جایگاه پایانی واژه) با حروف نشان داده میشوند، بقیه مصوتها، به ویژه مصوتهای کوتاه، براساس بافت پیشبینی میشوند. خط اردو از راست به چپ و سرهم نوشته میشود. درباره تعداد حروف الفبای زبان اردو آرای مختلفی وجود دارد، برای مثال کولماس تعداد حروف الفبای اردو را ۳۵ حرف، نشریه >اردو برای همه< که توسط شورای ملی هند برای توسعه زبان اردو منتشر میشود، 36 حرف و اشمیت ۳۹ حرف ذکر کردهاند.


استفاده از خط فارسی و عربی:
اکنون زبان کشمیری، که عضو شاخه شرقی زبانهای دردی (دردی، زبانها) است نیز به خط برگرفته از فارسی ـ عربی نوشته میشود. دیگر مسلمانان شبه قاره هند نیز گاه برای نگارش زبان خویش (مثلا برای نگارش زبانهای پنجابی و سِندی) از خط فارسی ـ عربی استفاده میکنند.


گروه زبان های هند و ایرانی
گروه زبان های هند و ایرانی ، مهمترین گروه از خانواده ی زبان های هند و اروپایی است؛ چراکه کهن ترین گروه از این خانواده به شمار می رود که متن های بسیاری از آن بجای مانده است. تنها خطِ آ ، خطِ ب ، و متن های موجود از زبان هیتی (Hittite)کهن تر از گروه هند و ایرانی هستند. خط آ ، معدود نوشته هایی متعلق به 1500 سال پیش از میلاد هستند که بر روی گل کنده کاری شده و در جزیره ی کرت پیدا شده اند. خط ب نیز متعلق به 1400 سال پیش از میلاد است و آنهم بر روی لوح های گلی در کرت و یونان پیدا شده است. با این وجود، بدلیل اندک بودن بقایای این دو خط و نیز کم بودن دانسته های ما درباره ی زبانی که با این دو خط نوشته می شده است، نمی توان از آنها چیز زیادی بدست آورد. زبان هیتی نیز در آناتولی و بخش هایی ازسوریه امروزی بکار می رفته است. با وجود لوح های بسیاری که از این زبان بجای مانده، زبانشناسان هنوز نتوانسته اند آنرا در یکی از گروه های خانواده ی هند و اروپایی جای دهند و تنها به این نکته بسنده می کنند که این زبان احتمالا هند و اروپایی بوده است.

از سوی دیگر، به دلایل زیر، از خانواده ی هند و ایرانی متن های بسیاری بجای مانده و امروزه مرجعی قابل اطمینان برای پژوهشگران شده است:
1 .زبان سانسکریت «هند باستان)، از قرن 14 پیش از میلاد {برخی این تاریخ را تا چهار قرن پیش از این نیز به عقب برده اند} تا قرن پنجم پیش از میلاد، زبان دینی هندویان بشمار می رفته است و به همین دلیل مهمترین متن های دینی هندیان به این زبان نوشته شده است. از قرن پنجم پیش از میلاد به بعد نیز از زبان سانسکریت بعنوان زبان ادبیات کلاسیک هندی استفاده شده است.

2 .زبان اوستایی (ایران باستان)، زبانی است که اوستا بدان نوشته شده و بدیهی است که مورد احترام و پاسداری ایرانیان بوده است. عین کتاب اوستا هم اکنون موجود است و بعلاوه واژه نامه های چندجلدی از زبان اوستایی نیز انتشار یافته که می تواند مورد توجه پژوهشگران باشد.

3 .زبان پارسی باستان ، از آنجایی که زبان مردم ایران تا قرن سوم پیش از میلاد بوده است، از دید من، بسیار شایان اهمیت است. باقی مانده های این زبان بر روی لوح های سنگی بجامانده از دوران هخامنشی
موجود است. معروفترین لوح بجامانده، کتیبه بیستون است که به سه زبان پارسی باستان،ایلامی، و آکِدی نوشته شده است. متاسفانه زبان پارسی باستان از هجوم و تاراج تازیان و دیگران بی نصیب نمانده و بسیاری از شواهد مربوط به آن از میان رفته است. بسیاری دیگر از این شواهد نیز در دوران قاجار به کشورهای غربی صادر شده است. واژه نامه ی پارسه- فارسی که برای نخستین بار در جهان در تارنمای دنبلید آورده شده است، با بهره گیری از گنجینه ی متن ها و واژه نامه ی Parsah-English دانشگاه شیکاگو نوشته شده و از کتابهای تاریخ زبان فارسی و واج شناسی تاریخی زبان فارسی (هر دو اثر دکتر مهری باقری) نیز در گردآوری این واژه نامه استفاده شده است.

به هر روی، گروه زبان های هند و ایرانی به دو زیرگروه ایرانی و هندی تقسیم می شود:
1 . زبانهای ایرانی: زبانهای مهم این زیرگروه عبارتند از اوستایی، پارسیباستان، سکایی (امروزه وجود ندارد)، استی (Ossetic) در قفقاز ، پهلوی ، فارسی ، پشتو در افغانستان ، دُری در افغانستان، فارسی تاجیکی ، کردی ، و بلوچی.

2 .زبان های هندی: زبانهای مهم این زیرگروه عبارتند از سانسکریت، هندی ، اردو ، بنگالی ، گجراتی ، سیلانی ، و نپالی.


جملات کاربردی بیشتر...

ما را در سایت جملات کاربردی بیشتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 959 تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت: 18:38

صفحه بندی