خرید بک لینک

قواعد

व्याकरण

vyaakaran

Mahan

بخش اول قواعد زبان هندی

دستور زبان هندی:

زبان هندی زبان بزرگ و مفصلی است. ما در اینجا چند نکته ضروری را برای شما بیان میکنیم.

_حروف الفبای هندی:

الف) حروف صدا دار:۱۱ حروفند که در زبان هندی (سُوَر) گفته می شوند.

ب) حروف بی صدا: ۳۳ حروفند که در زبان هندی (وِیَنجَن) گفته می شوند.

کلمه

کلمه(شَبد): در زبان هندی کلمه به نه(۹) قسم تقسیم می شود:

۱_اسم: نام شیئ، انسان،حیوان و مکان راد در زبان هندی، (سَنگِیَا) می گویند.

۲_ضمیر: کلمه ای که به جای اسم استفاده می شود، در زبان هندی (سَروَنَام) گفته می شود.

۳_صفت: کلمه ای که در جمله، صفات صاحب اسم یا ضمیر را بیان می کند، در زبان هندی (وِشِشَن) گفته می شود.

۴_فعل: در زبان هندی فعل را کِریا می گویند، مانندخوردن ، خواندن…

۵_قید: کلمه ای که قید یا حالت فعل را بیان می کند، در زبان هندی کِرِیا وِشِشن گفته می شود. مانند: احمد تند می رود.

۶_حرف اضافه: که نسبت بین دو کلمه را بیان می کند در زبان هندی (سمبنده سوچک) گفته می شود. مانند: این کتاب احمد است.

۷_حرف ربط: که دو کلمه را به هم ربط می دهد در زبان هندی (سینوجک) گفته می شود. مانند: حسن و حسین.

۸_حرف تعجب(وِسمیادی بودهک): کلمه ای که برای بیان کردن تعجب استفاده می شود. مانند: آه چقدر قشنگ است.

۹_تاکید(اَویَی): فقط با تکرار کلمه، اظهار تاکید می کنند. مانند: یواش یواش.

جمله(۱)

_جمله: (واکیه):جمله به دو بخش تقسیم میشود، مبتدا و خبر(نهاد و گزاره).

مانند: احمد در تهران زندگی می کند.

مبتدا خبر

۱_مبتدا(اُدّشیه): کسی که در مورد او صحبت شود.

۲_خبر(وِدهِی): صحبتی که در مورد مبتدا می شود.

_جمله در زبان هندی پنج نوع می باشد:

۱_ ساده و مثبت: این خانه من است.

۲_ منفی: هیچ کس نمی رود.

۳_ سؤالی: ما چیکار کنیم؟

۴_ امری: آنجا نروید.

۵_ تعجبی: ای خدا

_زمان: زبان هندی دارای، سه زمان می باشد: حال، آینده،گذشته.

۱_زمان حال: (ورتمان کال) :من می روم. (می جا رها هو)

۲_زمان گذشته: (بُهت کال) :ما مشهد رفتیم. (هم مشهد گَی ته)

۳_زمان آینده: (بهوشیا کال) : هفته آینده به مدرسه می روم.

_ضمیر فاعلی:

اول شخص (اتَّم پروش): من (می) ، ما (هم)

دوم شخص (مدهیم پروش): تو (تُم) ، شما (آپ)

سوم شخص (اَنیه پروش): او (وُه) ، آنها، ایشان (وِه لوگ)

_ضمیر مفعولی: سه نوع می باشد.

اول شخص (ایک وچین): به من، مرا، ما را، به ما (موجه)

دوم شخص (دیو وچن): تو را، شما را، به شما (تم هی)

سوم شخص (بَهُو وچن): به او، او را، آنها را، به آنها (اُنهی)

جمله(۲)

_جنس(لِنگ): در زبان هندی دو نوع جنس استفاده می شود.

الف) مذکر:(پولِنگ) احمد

ب) مونث: (استری لِنگ) سیما

_ترتیب جمله: در زبان هندی عموما این ترتیب در جمله استفاده می شود.

فاعل_ مفعول_ فعل

(کرتا_ کَرَم_ کِریا)

_(اُپسرگ) حروفی هستند که با آمدن در شروع کلمه، معنی آن کلمه را عوض می کنند. در زبان هندی آنها ۲۲ کلمه اند:

پِر، پِرا، اپ، سَم، اَنو، اَو، نِس، نِر، دُس، دُر، وی، آ، نی، سوَُ، اَتی، اَبهی،

اَدهی، اَپی، پِرِتی، پَری، اُپ، اُت.

_(پِرتِیَی): این نوع کلمه به آخر دیگر کلمه می آیند: مانند: باغ + بان = باغبان

_(سَندهی): وقتی که دو کلمه با هم ربط داده می شوند، سندهی گفته می شوند.

مانند: سوری + اُودی = سُوریودَی

_(سماس): وقتی که دو کلمه جمع می شوند و یک کلمۀ جدید می سازند سماس گفته می شود.

افعال,افعال,افعال,فعل ها مهمترین موارد در آموختن قواعد هر زبان میباشند.تنها مشکل این است که به احتمال زیاد شما هم فکر می کنید که افعال و قوانین دستوری خسته کننده و بی ثمر اند,درست است؟
اما اشتباه فکر می کنید.افعال مهمترین اجزاء سخن هستند و بدون وجود آنها جملات بی معنی میباشند و اگر میخواهید زبانی را به خوبی فرا بگیرید باید ابتدا قواعد مربوط به افعال آن زبان را بیاموزید.
افعال,کلمات انجام دادن میباشند,کلماتی که نشان میدهند عملی از یک منبع صورت می گیرد,شکل اصلی فعل مصدر میباشد,در زبان هندی همه مصدر ها به لفظ (na_نا)ختم می شوند,به مثال های زیر توجه کنید:
Parhnaa پرنا to read) to study) ( خواندن ) آموختن
Bolnaa بولنا to speak صحبت کردن
Sonaa سونا to sleep خوابیدن
فکر میکنم که کم کم متوجه شدید,به مثال های بیشتر توجه کنید:
Khaanaa کانا to eat خوردن
Seekhnaa سیکنا to learn آموختن
Jaanaa جانا to go رفتن
آیابرای آموختن بخش بعد آماده اید؟
ریشه فعل,برای بدست آوردن ریشه فعل کافیست لفظ (naa_نا) را از آخر مصدر بردارید,به عنوان مثال ریشه فعل (seekhnaa_سیکنا) "seekh _سیک" و یا ریشه فعل (aanaa_آنا)"aa_آ" می باشد,برای به کار بردن افعال در جمله پیدا کردن ریشه فعل بسیار ضروری میباشد.

مصدر:
مصدر در زبان هندی همیشه به (نا) ختم میشود = बोलना - bolna - بولنا= صحبت کردن
(نا) را کسر کنید و باقی مانده ریشه میشود = बोल - bol - بُل = صحبت
برای امری کردن به ریشه فعل (o) اضافه کنید = बोलो - bolo - بُلُ = صحبت کن
برای بیان کردن جملات دستوری باید از مصدر ها استفاده کنید = अभी बोलना - abhi bolna - آبهی بولنا = الان بگو (الان صحبت کن )

(برای اینکه فعل امری رو با احترام بگویید باید پسوند (ijiye یا iye) را به ریشه فعل اضافه کنید = बोलीऐ -boliye - بُلییِه = (شما) بگویید
पीजिऐ - pijiye - پیجییه = (شما) بنوشید.

*نکته: حالا سوال پیش میاد که از کجا تشخیص بدیم که چه زمانی (iye) وچه زمانی (ijiye) استفاده کنیم! وقتی که انتهای ریشه فعل ما از حروف بیصدا باشد مثل *بُل* از (iye) استفاده میکنیم و زمانی که انتهای ریشه فعل ما حروف صدادار بود مثل * پی * باید از (ijiye) استفاده کرد.


زمانی که یک اسم یا یک ضمیر با یک پسوند دنبال میشود، گفته میشود که حالت غیرمستقیم است.
(الف) اسمهای مفرد مذکر که با حرف "الف" ختم میشوند برای تشکیل فرم غیر مستقیم خود "الف" آخرشان را به (اِ) عوض میکنند، مانند؛
اسب: قورا
که دراین جمله میشه:
روی یک اسب: اک قورِه پَر
لارکا: پسر
که در جمله میشه؛
در جیب یک پسر: لارکِ کی جب مین
-----
تمام اسمهای مذکر یا مونث جمع غیر مستقیم خودشان را با اضافه کردن (اُن) تشکیل میدهند، مانند؛
قورون پر: روی اسبها (مذکر)
قوریون پر؛ روی اسبها (مونث)


زمانی که از " مت" استفاده میکنیم یعنی میخواهیم چیزی رو منع یا نهی کنیم؛
مت دکو؛ نبین
مت روکو؛ نایست
و زمانی که از " نهی" استفاده میکنیم میخواهیم از عدم یا نفی چیزی خبر بدیم؛
نهی تا؛ نبود
نهی جانا؛ نمیدانم
نهی پتا/ پتاهی نهی؛ نمیدانم

حالت ملکی در هندی توسط (کا) بیان میشود.
مثال: سمیر کا قورا: اسب سمیر
"کا" در حالت مفرد مذکر بکار میرود و؛
"که" در حالت جمع مذکر:
بچون که کانچیان: عروسکهای بچه ها
سمیر که قورون: اسبهای سمیر
و:
"کی" برای تمام مونث ها مفرد و جمع بکار میرود:
اسب مریم: مریم کی قورا
اسبهای سارا: سارا کی قوره

پس " کا/ کی/ که" نشان از ملکیت داره.
آپ کا/ آپ کی نام کیا هه؟
اسم شما چیست؟

دیل کی باتین: حرفهای دل

آج کا سماچ: اخبار امروز

کال کی یادین: خاطرات دیروز

الی کی کاپره؛ لباس الی

(کو) زمانی بکار میرود که موضوع مالکیت اسم معنی است. مثل؛
من تب دارم: موجه کو بخار هه
ما امیدواریم: هام کو آشاهه
من وقت ندارم: موجه کو وقت نهین
او چه بیماری ای دارد؟ اوس کو کیا روگ هه؟

وقتی میخواهی چیزی یا حالتی رو بخودت نسبت بدی؛
من باور دارم؛
موجکو یقیین هه
این با جمله ی ؛ باور من فرق داره.
باور من؛ مرا یقین
اما من باور دارم؛ موجکو یقین هه
یا؛
من میدانم؛ موجکو پتاهه
تو میشناسی؛ توجکو جانتاهه
او میتواند؛ اوسکو سکتا هه


همیشه صفت ها بر اسم هایی که آنها را تعیین میکنند مقدم هستند، چه مفرد چه جمع:
مثال:
اسبهای خوب: آچه قورا
دوست خوب: آچها دوست
خواب بد: بورا سپنا
غذای شیرین: میتا کانا
مرد خسته: تهکا منیشا
دختر بازنده؛ هاروالی لارگی
پسر کوچک: چهوتا لارکا
....
یادتون باشه مذکرهای مفرد به "ا" و مذکر های جمع به "ه" ختم میشوند.


حروف اضافه:
حروف اضافه : سمبنده سوچک
روی : پر
عقب , پشت : پیچه
به غیر از : ایسکی علاوه
در کنار : اندر , پاس مه, ساتمه
از میان , از وسط : بیچ سه, مدهیه سه
در طول مدت : لمبی مه ، سمی مه
در تو , توی : اندر , مه
با : ساته
به سوی , به : که – کو- کی- طرف
نزدیک , پهلوی : پاس
زیر : نیچه
روی : اوپر
بالا: اوپر
از : سه
دربرابر , در مقابل : کی مقابله
تا : تک
میان : بیچ مه
برای : که لیه
قبل از : پِهلی سه
مقابل : سامنه
تا حالا : آبهی تک
سپس , پس از آن : بعد مه
اما : مگر , لیکن
شاید : شاید- سَما
هیچکس : کویی بهی
ن(علامت منفی که همراه فعل می آید) : ناکارات مک
بیشتر نه : َدیک نهی
هیچ , هیچی : کوچ نهی
هنوز : ابهی
هرگز : کبهی نهی
حالا : ابهی
یا : اور
همچنین : ایس طرح
فقط : کیول
به زودی : جلدی هی
همیشه : همیشه , سدیو
خیلی : بهوت

حروف اضافه بخش دوم:

[Forwarded from Abgine]
حرف اضافه در زبان هندی دو دسته هستند
١-حروف اضافه ایی که بعد از اسم می آید
٢-حروف اضافه ایی که بعد از ضمیر می آید

دسته ی اول
Ne
Ko
Ke liye
Se
Mein
Tak
Par
Ka/ke /ki
Ra/re/ri
مثال
Nazir ko به نذیره
Mez par روی میز
Kamra mein در اتاق
Dukan tak تا مغازه
Ghar se از خانه
Ghat ka متعلق به خانه
.......
-----------------
دسته ی دوم مثلا با اوس
Us ka مال او
Us ko او را
Us par روی او
Us tak تا او
Us se از او
Us mein در او
...........
-----------------
حروف اضافه ی مرکب
Ko saath همراه با
Ki aur به سمت
Ke siva به جز
Ke aage جلوی
Ke baad بعد از
Ke paas همراهه
Ke nazdik به طرفه/ نزدیکه
Ke saamne روبرویِ
Ke pichhe پشتِ
Ki taraf به طرفه
Ki tarah ماننده /مثله
Sivaas به جز
------------------------
@abgine88 با تشکر از آبگینه عزیزچشمک

زمان ناقص با اضافه نمودن زمان گذشته (هونا:بودن) به صفت مفعولی حال تشکیل میشود، مثال؛
او صحبت می کرد؛ وو بولتا تا
صرف فعل در زمان ناقص:
مفرد؛
من صحبت میکردم؛ مین بولتا تا
تو صحبت میکردی؛ تو بولتا تا
او صحبت می کرد؛ وو بولتا تا
،،،،،،،،،،،،،
جمع؛
ما صحبت می کردیم؛ هم بولته ته (تی)
شما صحبت میکردید؛ توم بولته ته (تی)
یا؛
آپ بولته (تی)
آنها صحبت می کردند؛ وی بولته ته (تی)
،،،،،،،
"توجه":
"مونث مفرد ( بولتی تی) و مونث جمع ( بولتی تین).


کلمات مفید؛
چادر؛ تمبو، درا/ tambu, dara
تپه؛ پربت، پهار/ parbat, phahar
سربازان: سپاهی(یون): sipahio.n
قاطر: کچار/ kachhar
بازی: کهل/ کیل/ khehl/ khil
نصب کردن چادر: تمبو لگانا/ tambu lagana
چادر زدن؛ تمبو گیرانا/ tambu ghirana
باریدن؛ پرنا/parna
دویدن: دورنا/ davarna
بار زدن: لاونا/ lavna
,,,,,,
جملات کوتاه؛
شما چکار میکردید: توم کیا کرته ته/ tum kia karte the?
من نامه مینوشتم؛ مین چیتی لیکتا تا
main chitti likhta tha
آشپز غذا را آماده میکرد: راصوئیا کانا طیار کرته ته
rasoiya kana tayyar karte the
شما قبلا کجا کار می کردید؛ آپ پهله کاهان کام کرته ته
aap pehle kahan kaam karte the?
چرا او اینقدر سروصدا میکرد؟: وو کیون ایتنا شور کرتا تها؟
voh kion itna shor karta tha?
موقعی که من اینجا آمدم باران میبارید؛ جب مین یاهان آتا تها، تب باریش هو رهی تهی
jab main yahan ata tha, tab barish ho rahi thi


اسم های شرطی، مثال:
زمان وجه شرطی حال با حذف کردن آخرین قسمت خاتمه از قبیل (گا) و (گه) غیره از زمان آینده تشکیل میشود، مثلا؛
او صحبت خواهد کرد: وو بوله گا
حالا (گا) حذف میشه و :
او امکان دارد صحبت کند؛ وو بوله
" صرف فعل در زمان وجه شرطی"
مفرد؛
امکان دارد صحبت کنم: مین بولون
امکان دارد صحبت کنی؛ تو بوله
امکان دارد صحبت کند؛ وو بوله
،،،،،،،،،،،
زمان وجه شرطی حال برای بیان کردن موارد زیر مورد استفاده قرار میگیرد؛
١- اجزاء شرطی: بنابراین موقعی که زمان نامعین حال اتفاق می افتد بعد از "اگر، کی، و تا" جزء اصلی در حالت "امری" است:
اگر آنها جویا شوند: اگر وی پوچهِین
اگر ما برویم: اگر هم جائن
اگر او سخت کار کند؛ اگر وو میحنت کره
" دقت کنید که با حذف (گا و گه و گی) جمله شرطی شده است.
اگر بگیم: اگر وی پوچهینگه، اشتباهه، چون میشه: اگر آنها خواهند پرسید... پس با حذف "گه" از پوچهین جمله رو شرطی میکنیم. در غیر این صورت باید با حذف "اگر" جمله رو خبری کنیم؛ وی پوچهینگه؛ آنها میپرسند.
،،،،،
٢- زمانی که خواهش اجازه میشود؛
میتوانم بروم؛ مین جائون؟
میتوانم صدایش کنم؟ مین اوسکو بولائون؟
میتوانم فردا صبح بیایم؟ کیا مین کال سویره آئون؟
،،،،،،
جملات کوتاه؛
به او بگویید بیاید تو؛ اوس سی کهو کی اندر آیه
پاتی والا سی کهو کی یه پاترا(چیتی) له جائه
به آنها بگو که اینقدر سروصدا نکنند: اون سی کهون کی ایتنی شور نا کرِین

برای مقایسه دو موضوع مثله:
الف بهتر از ایکس است
یا
علی بزرگتر از رضا است
در هندی ما فرم صفت را در مکاتبه مانند بهتر و غیره عوض نمیکنیم و از کلمه ی بیشتر استفاده نمیکنیم. ما میگوییم:
بمبیی پونا سی براهه: بمبیی از پونا بزرگتر است.
بنایراین کلمه ای که با آن مقایسه میشو با سی دنبال میشود.
ما در فارسی فرمهای عالی داریم مثله: بهترین بلندترین، خوشایندترین، شیک ترین، بزرگترین و .... اما در هندی از کلمه سی استفاده می کنیم؛
سب سی : از همه
این ارزان ترین است: یه سب سی سستاهه هه
کلکته بزرگترین شهر هندوستان است: هندوستان مه کلکته سب سی برا شهر هه

لفظ "نِه" اغلب با نهین اشتباه گرفته میشود و موجب سوء تفاهم هایی میشود که منظور گوینده کاملا مخالف آن است:
آدمی نه دکا: مرد دید
آدمی نه نهین دکا: مرد ندید
حالا "نِه" در معنا به این صورت است:
مثلا در فارسی میگیم: پسره، آدمه، باباهه، اسبه، کوچیکه...
لرگی نه نهین جانا: دختره نرفت
بابا نه کاها : باباهه گفت
..........
پس این " نِه" در هندی و اردو در اصل همان " آن" در فارسی است که بصورت محاوره ای بدین شکل درآمده؛
آن پسر = پسره
آن مرد = مرده
یا در هندی؛
وو آدمی دکا؛ آن مرد دید
تبدیل میشه؛
آدمی نه دکا؛ مرده دید

در رابطه با؛

مه/ مین/ موجه
فرق اینا در چیه؟!

چرا گاهی موجه بکار میره؟
موجسه پوچهو؛ از من بپرس
مه پوچونگا؛ من میپرسم
منه نهی پوچها؛ من نمیپرسم
هر سه اینا معنای " من" داره اما فرقشون چیه و کاربردشون کجاست

خوب،،، خیلی خیلی ساده ست،،،
دقت کنید؛
ما وقتی میخواهیم یک حرف شرطی یا ربطی بعد از " من" بکار ببریم باید از " موجه" استفاده کرد.
موجسه پوچهو؛ " از من" بپرس
موجکو ؛ " به من"
موجپر: بر من

مثلا نمیشه گفت؛
مره سه پوچو
یا؛
منه سه پوچهو

و اما حرف ربطی ( کو؛ به/ را) استناء حساب میشه و بعد از ( مره) هم کاربرد داره

بحث تفاوت های این دو بر سر مفعول و فاعل جمله است
یعنی بسته به اهمیته مفعول و فاعل داره
مقداری باید ادبیات فارسیتون رو هم تقویت کنید تا بشه اینا رو بهتر درک کرد

Main به صورت مستقیم من هستش

Mujhe به صورت برای من یا به من هستش

Main chai piyoonga
اینجا من چای میخورم یعنی دیدگاه برای من هستش

ولی mujhe chai chahiye
اینجا اهمیت بر مفعوله یعنی چای

حالا یه مثال دیگر

من میخواهم .... Mujhe chahiye

من انجام میدم ،،،، main karoonga

هر وقت مفعول اهمیت میخواد از mujhe استفاده کنید

و اگر فاعل اهمیت بالاتری نسبت به مفعول داشت از main استفاده میکنید

کاربرد و تفاوت " هونا/ هوگا و پرِگا"
این دو حرف بصورت اجبار و زور در جملات هندی کاربرد دارند، حالا:
اونه جانا هوگا: اون باید بره
در این جمله میبینیم که تاکید و باید به رفتن داره و زور و اجبار نداره.
و دراین جمله:
اونه جانا پرِگا؛ اون باید بره
وقتی " پرگا" استفاده بشه تاکید و اجبار بوجود میاد

وقتی بعد از فعلی یا گاهاً اسمی حرف "پن" قرار بگیره، تاکید بر گونه ی اون فعل داره:
آوارا پن: آواره گی
پاگل پن: دیوانگی

در زبان هندی اشیاء، طبیعت، و تمام اجسام اطراف دارای جنسیت هستند:

مذکرها
اسامی که به آ आ ختم می شوند مفرد و آنها که به عه ए ختم می شوند جمع هستند:
ختم می شوند نود درصد مذکر هستند و همچنین
اسامی پسرانه و مردانه
اسامی روزهای هفته
اسامی میوه ها
اسامی کشور ها
اسامی جزایر
اسامی خشکبار
اسامی فلزات به جز نقره
اسامی غلات به جز ذرت و جو

مونث ها اسامی که به ایی ई ختم می شوند در مفرد و اسامی که به یان यां ختم میشوند نود درصد مونث هستند و همچنین�:

اسامی دختران،

اسامی حبوبات،
اسامی رودخانه ها،
اسم زبان ها ماندد فارسی هندی،
اسم خط ها مانند فارسی عربی اردو

ادامه دارد ....

samir-mahan

برچسب: قواعد العشق الأربعون,قواعد اللغة العربية,قواعد اللغة الانجليزية,قواعد العشق الأربعون pdf,قواعد اللغة الانجليزية pdf,قواعد السطوة,قواعد التجويد,قواعد اللغة العربية pdf,قواعد النحو,قواعد زبان انگلیسی, نویسنده: متین اسدی‌پور تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 23:28

صفحه بندی