کلمات کاربردی بخش اول

خرید بک لینک

کلمات کاربردی بخش اول

words1

همانطور که می دانیم در زبان هندی، کلمات و واژه های زیادی وارد شده است، اما در سراسر هندوستان با توجه به زبان ها و گویش های زیاد و متفاوتی که موجود است، بیشترین و کاربردی ترین زبان، زبان مورد استفاده در شهر بمبئی است که در صنعت سینما و اللخصوص (بالیوود) با این زبان آشنا هستید و به طور گسترده ای در هند و جهان جا افتاده است.

در این بخش به کلمات و لغات پرکاربرد در زبان هندی می پردازیم.

Standard Hindustani

Notes

मैं )maĩ)

من

तुझे )tujhe)

به تو

मुझे )mujhe)

به من

पीट दिया )peet diya)

اغلب هنگام درگیری یا مبارزه بین دو نفر یا تیم ها بکار میرود/ شکست خورده/ کتک خورده

पागल )pāgal)

دیوانه

यहीं पर (yaheen par) or इधर ही (idhar hee)

همینجا/ درست همینجا/ در اینجا

उधर ही (udhar hī) or वहीं पर (vahan par)

درآنجا/ برآنجا/ همانجا

konā (कोना)

گوشه/ کنار

kyun (क्यों)

چرا؟ برای چه؟

samasyā (समस्या)

لوچا: مشکل/ دردسر/ مصیبت

khiṭpiṭ )खिटपिट)

زمانی که کسی با شما دردو دل میکنه یا با حرفاش آزارتون میده/ درهم و برهم

baṛiyā )बढ़िया)

خیلی خوب- بسیار عالی/ فوق العاده

Samjhauta )समझौता)

درک کردن/ فهمیدن/ مطالحه کردن

Dhokha (धोखा)

دهوکا: کلاه / در زبان بالیوودی= توپی: کلاه

بخاطر همین کلمۀ: دهوکا به معنای کلاهبردار بکارمیرود

Pratilipi (प्रतिलिपि), chakka)छक्का)

فراجنسیتی/ تغییر جنسیت/ دوجنسه

Hoshiyar (होशियार), Sayana

آدم باهوش/ عمل هوشمندانه/ شاهانه

Kamina (कमीना), Kamini (कमीनी)

سرافکنده، خار، پست، عوضی، انسان دون

Hoshiyari (होशियारी), Sayanapan

هوشمندانه عمل کردن

पेजर (pager)

در زبان عامیانه به معنای: گنجشک- اما دراینجا بمعنای: پیجر

मोबाइल (mobile) or दूरभाष (duurbhash)

در زبان محلی به معنای: کلاغ – اما دراینجا بمعنای:موبایل

Bandooq (बंदूक)

در استاندارد هندی: بندوک= تفنگ/ اما در زبان بالیوود: گورا هم میگن، درصورتی که معنای اصلی گورا: اسب

Khisak le (खिसक ले) or निकल ले (nikal le)

بزنش، یا : بیرونش کن

Kuchh Nahi (कुछ नहीं)

هیچی، چیزی نیست

Awara (आवारा), Lafanga (लफ़ंगा)

برای اشخاص بکار میره: مذکر: آدم بیکار، آواره، اوباش

Sahab (साहब), Sirjee (सरजी)

جناب آقا

Suljhana (सुलझाना)

سولجَن: در انگلیسی= سولیشن – در معنا: حل مساله/ حل کردن

Darpok (डरपोक), Kaayar (कायर)

ترسو

पुलिसवाला (Policewala)

ماما در اصل به معنای دایی بکار میره اما درجایی بعنوان پلیس هم معنا دارد

Ladai (लड़ाई), Prem-sambandh (प्रेम-संबन्ध)

درگیری/ دعو/ جنگ

Saheli (सहेली)

دوست دختر/ رفیق/ زید/ ساقدوش

गोरा [Gora (m.)], गोरी [Gori (f.)]

دختری که اندام عریان و زیبا داره

शराब (Sharaab) or मदिरा (madira)

شراب/ مشروب/ الکل

Khana (खाना)

غذا/ خوردن/ غذا خوردن

bavila

جمع کننده بلیط

Cigrett (सिगरेट)

سیگار

मुसीबत में आना (Museebat me aana)

مشکل عمده/ به مشکل افتادن

Bhagana (भागना या भगाना )

فرار کردن/ نجات دادن خود

पुलिस गाड़ी (Police gaadi)

دراصل به معنای دبه یا جعبه/ اما به معنای ماشین پلیس هم هست

Hathyar (हथियार)

اسلحه

नौसिखिया (nausikhiya)

درزبان عامیانه یک اصطلاح در بازی کریکت است/ اما برای شرمنده کردن کسی هم میگویند/ خجالت بکش

लड़ना मत (Laa mat) or (ladai naheen kaa)

دعوا نکنید/ درگیر نشوید

(koi rasta dekh ke bhag le)

اصطلاح: بی سروصدا فرار کن/ راهی رو پیدا کن در برو

हवा आने दे (hawa aane de)

وقتی میخوای به کسی برو بابا بزار باد بیاد/ بزار باد بیاد

अबे साले (abe sale)

زمانی که می خواهیم همه به ما توجه کنند تا حرفی رو بزنیم: دوستان...

कमज़ोर (kamzor)

آدم ضعیف

पैसा (paisa)

هری پتی: پول سبز/ اسکناس/ پیسا: پول

झूठ (jhoot)

دروغ

गंजा (ganja)

تالیا: کچل، طاس، بی مو= که برای انسان بکار میرود و بالد درهمه موارد بمعنای بی مو و کچل بکار میرود

एक लाख रुपये (Ek Lākh Rupaye)

یکصد روپیه

एक करोड़ रुपये (Ek Karoṛ Rupaye)

ده میلیون روپیه

दोस्त, यार (Dost, Yaar)

رفیق/ دوست

स्मार्टफोन (smartphone)

در زبان عامیانه بز/ گوسفند - و در اصطلاح: تلفن هوشمند

लैपटॉप (laptop)

در اصل به معنای گاو یا بوفالو :بهانیس – اما برای لپ تاپ هم بکار میره

कंप्यूटर (computer)

دراصل بمعنای فیلک هاتی- اما بمعنای دسکتاپ هم هست

चुपके से (Chupke se)

بی صدا/ به آرامی/ یواشکی

बातचीत (Baatcheet)

حرف زدن/ مکالمه/ صحبت کردن

घपला (Ghapla), घोटाला (Ghotala)

در اصل به معنای کلاهبرداری های بزرگ و کلان میاد/

اما میتونه درمورد تنظیم کردن هم بکار بره

कीड़ा (keeda)

آفت/ مشکل ساز/ نقطه ی اشکال

चोरी (Chori)

دزدی / کلاهبرداری های کوچک

हे (hey)

تاکید به توجه به شخص مقابل در هنگام صحبت

आधी ग्लास चाय (aadhi glass chai)

یک استکان چای سرخالی/ نیمه پُر

تَمبی: اک کاتینگ دِ = داداش، یه استکان چای سرخالی بده

(Mootra Visarjan Kaa) (Hasth Maithun Kaa)

رفتن برای ادرار/ هنگامی میخواهیم بگوییم دستشویی داریم

घुंगराले बालवाला (ghunrale baal wala)

آدم مو فرفری

मर गया (Mar gaya)

مرده است / مثلا: دوست من "مرده" است

रिश्वत (Rishwat) and मारना (Maaa)

رشوه / کتک خوردن

خرجا پانی : اصطلاح رشوه دادن و کتک خوردن

सुन्दर (Sundar)

خوشگل/ زیبا

مثال: آج بهوت راپچیک لگ رهی هون تو

امروز خیلی خوشگل شدی تو

Aaj bahut Rapchik lag rahi hai tu

चालाक chalak

چالاک / رند/ زرنگ

Haṭhī, aṛiyala

سمج/ سرسخت/ لجباز

ادامه دارد...

کلمات کاربردی- بخش دوم

HINDI-words2

دشمن = شاترو – بِیری- بِیری

دشمنی= شاتروتا – بِیر

باران= برسات- باریش- ورشا

اجاز= اجازت- آنومَتی

سروصدا= شور- کولاهل

قلعه= کیلا- قرِه

زندانی= کیدی- بَندی- جیل واله

خندق= مورچا- خای

زخم= زخم- قاُو

زخمی= قایل

خارجی= باهارکا آدمی/آدمیا.ن- پَردِسی- اجنبی- آپارچیت آدمی

دعوا= لَرا

رستو/ خانه به دوش/ آواره/ بی خانمان= بَنجارا

ظهر= دوپَهر- مدیاکال

هیچکس= کوئی نهین- نا کوئی

هرگز= کبی نِهین

در غروب= دین چهوپه- سوریا- سَته که سمایا

دقیقا= تیک

بدون ... = سیوای ... – که سیوا- بینا- بغیر

شستن= دهونا

کندن= خودنا- کودنا

یادگرفتن= سیخنا

وزیدن= چلنا

باریدن= برسنا

بیرون دوین/ فرار کردن= باگ جانا

کار کردن= کام کرنا

................................

شروع کردن = لگنا / lagna

اجازه دادن= دِنا / dena

  1. افعال بالا با صرف کردن افعال دیگر استفاده می شوند مانند:

وو لیکنه لَگا = voh likhne laga= او به نوشتن شروع کرد

اوسکو جانه دو = ousko jane do = اجازه بده او برود

وو آنه نهین پایا= voh aane nehi pana= او اجازه نداشت بیاید

اجازه داده شدن/ پیدا کردن (دست یافتن)/ رسیدن= پانا/ pana

پانا= (اجازه داده شدن) عموماً در حالت منفی استفاده می شود. زمانی که در عبارت مثبت بکار رود، ترجیح داده می شود که (کی اجازت "هونا") معنی شود، درحالتی که موضوع می بایستی در حالت مفعولی گذارده شود (بنابراین بوسیله "کو" دنبال می شود) مانند:

اوسکو آنه کی اجازت هه = ousko aane ki ijazat hai = به او اجازه داده شد که بیاید.

"پانا" اغلب در منفی بکار می رود یعنی = وو نهی پانا = او نرسید - تومکو پیار نهی پانا= به تو عشق نمیرسد.

...............................

جملات کوتاه:

او شروع به نوشتن کرد= وو لیکنه لَگا = voh likhne laga

دشمن شروع به تیراندازی کرد= شترو فایر کرنه لَگه = shatro tire kae lage

من (مونث) در چندروز شروع به خواندن هندی خواهم کرد= مین توره دین مِین هیندی پَرَهنِه لَگونگی= mein tode deen mein hindi parahne lagongi

نگذار او بیاید= اوسکو مَت آنه دو= ousko mat ane do

چرا اجازه نمیدهی که او برود؟= آپ اوسکو کیو.ن نهین جانه دِته؟ aap ousko kyo.n nehi jaane dete?

چه کسی اجازه داد شما بیایید اینجا= توم کو کیس نه یاهان آنه دیا؟= Tum ko kisne yahan aane dya?

کسی اجازه ندارد اینجا بیاید= یاهان کویی نهین آنه پاتا/ پانا= yahan koi nehi.n aane pana

جملات کاربردی بیشتر...

ما را در سایت جملات کاربردی بیشتر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 23:28

صفحه بندی